Background Color:
 
Background Pattern:
Reset
اندیشه ها و یادداشتها
شکر پر اشکم نثارت باد...                                                                 &...
سنگ آسياب
مرد بايد که در کشاکش دهر سنگ زيرين آسياب باشد... هي..هي..اين نياکان و گذشتگان ما هم چه دل خوشي داشته اند که اين نکته ها و مثل ها را آفريده و سينه به سينه نقل مي کرده اند...    ...  يادش بخير... در روستايي که مادرم آب و ملکي داشت از ...
... ديدن و خواندن و شنيدن اين جهان و فهم و درک آن، تنهاعشق من بوده و هست. البته بجز آن چند عشق ديگر که دارم... که عماد خراساني فرموند: عهد کردم که دگر می نخورم در همه عمر بجز از امشب و فردا شب و شبهای دگر ...  
- ميخواستم هر روز بنويسم و ماههاست که نه حس و حالي براي نوشتن هست و نه مطلبي..سفرها رفتم..اما "سفرنامه" همچنان در قسمت اول سفر مالزي مانده است. ديگر همه..و از جمله خودم سرشان به " تلگرام" بند است... - مي خواستم جاي سردسير بروم و قسمتم گرمسير شد.. و ...
هستم...اما هوا گرمه...بنايي هم دارم...فکر و خيالات کاري و اقتصادي و معيشتي هم در سر دارم...پس نيستم. ...  مي گرديم و مي چرخيم و شب را به روز مي آوريم و ...همچنان جستجو مي کنيم و به اميد زنده ايم... 
قند مکرر...
کوتاه بود.  سفرم به شيراز کوتاه بود. اما عطر بهار نارنج بود و جنابِ حافظ و شکوه تخت جمشيد و خُنکاي مارگون و لاله واژگون و آوازه خواني که مي خواند: قند مکرر لب و دندان توست اي حبيبم... سالها پيش بر در آرامگاه حافظ از فال فروشي، فالي گرفتم. آمد ک...
... پنج شنبه، بيست و ششم فروردين ماه هزارو سيصد و نود و پنج است...و هرچه بگويم وهرچه بنويسم ...نه چيزي را توصيف مي کند و نه نکته اي را روشن...که کلمات، آن را به بند مي کشد و کم مي کند و زمين و خاکي مي کند و ...که اين حالات و عوالم را چه به سخن و گفت...
آمدن عيد مبارک بادت!
چون ابر به نوروز رخ لاله بشست برخيز به جام باده کن عزم درست ... خيام را دوست دارم. يکجورايي شبيه هم هستيم؟! نوارِ(اکنون سي دي) رباعيات خيام با صداي شاملو، آواز شجريان و آهنگسازي شهبازيان، سالها همدم من بوده و هست. و عجيب و جالب است که آن نوا و آن ...
رفقاي خوب!
روز جمعه اي براي عکاسي و گشت گذاري به پارک حيات وحش کيش رفتم. البته هنوز آماده بازديد نيست و تنها فنس کشي شده و بنده هم به واسطه آشنايي و دوستي با محيط بانان، هر از مدتي سري به آن مي زنم. سالها پيش که اميد و انگيزه اي بود، گزارشي تهيه کردم با عنوان پ...
از سختي شعر گفتن!
عزيزي برايم متني/شعري فرستاده بود. مضمونش اين بود که دوست داشتن را هميشه نبايد گفت.. گاهي نامه اي، نگاهي، اشاره اي کافي است. شايد هم بهتر و بجاتر از گفتن!...در پاسخش سعي کردم شعر واره اي برايش بنويسم. راستش چيزي از کار در نيامد...مي خواستنم اين را بگ...
زندگي
باران خوبي در کيش آمد. هوا لطيف و بقول معروف دونفره شده است. در جواني که نشد و نگذاشتند اين هوا، هواي پس از باران، به دل ما بچسبد..... بگذريم. ... از بخت ياري، دقايق و لحظاتي را به لطف عزيزي تجربه مي کنم که مي توان و شايسته است که برآن نام " زندگي"...
نخستين تکته در استراتژي اين است، نمي توان براي همه کس، همه چيز بود مايکل پورتر مثلا خير سرم، ادعاهايي دارم . پس چرا از استراتژي ننويسم؟ کشف من است! شايد ديگران هم آن را کشف کرده باشند. اما از اهميت کشف من کم نمي کند. کشف من اين است: مغز و هسته استر...
کسي که از سر نو متولد نشود، ملکوت خدا را نمي تواند ديد يوحنا، قصل سوم ... پرده اول: برآي اي آفتاب صبح اميد گفت: آن چيست که اگر همه چيز باشد و آن نباشد زندگي نيست و اگر هيچ نباشد و آن باشد، زندگي هست؟ گفت: اميد ... پرده دوم: به يک جرعه جوانم کن...
خوب، فقط خوب نيست، خيلي خوب است! اميد فقط خوب نيست، خيلي خوب است. شادي فقط خوب نيست، خيلي خوب است. لطف و مهرباني فقط خوب نيست، خيلي خوب است. زيبايي فقط خوب نيست، خيلي خوب است. ... شايد به اجابت دعايي و شايد به لطف بي حسابي، روزي چند با خوبي و خوشي ...
عتاب يار پري چهره عاشقانه بکش  که يک کرشمه تلافي صد جفا بکند ... وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم  که در طریقت ما کافریست رنجیدن ... داستان بي انتهايي است جفا و وفا در ادبيات عاشقانه، و روايت ايراني آن که ديگر جاي خود دارد....
زلف بر باد مده تا ندهي بر بادم.... حافظ جان! زلف بر باد داد و دهن مارو سرويس کرد و ...رفت. وسلام، نامه تمام.
دعا بود يا نفرين؟؟ آنکه گفت: بري که هميشه عاشق باشي...
...گفتند که یار است به هر گوشه پدیدار ما این همه گشتیم، چرا یار ندیدیم ... در جلوه بود یار به هر سوی پدیدار گر کور نبودیم چرا یار ندیدیم... شعر از : استاد جلال الدين همائي
کم مي نويسم. فکر مي کردم بيشتر و بهتر وقت و انرژي بگذارم. اما اينطور نيست. سايت را مي گويم. البته درست است که تعداد اندک خوانندگان و ايراد سايت که امکان راحت و ساده اعلام نظر را ندارد، هم موثر است. و قبول دارم که مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق يا شوق ...
زنان و مادران
مادرم زنِ بسیار قوی بود. روح و جان قوی داشت. با وجود اینکه کمی چاق بود، جثه کوچکی داشت ولي بنیه خيلي خوبي داشت. از کله صبح بلند می شد و یک ریز کار می کرد تا شب. همانند پدرش بود که با لباس روحانيت، خرده مالکی زحمتکش بود و باغات و زمین هایی داشت و اهل ...
خدايا! وقت ما را خوش بفرما
خدايا! اگر حال ما را به " احسن حالها" گرداندي که دم شما گرم و بر ما منت گذاشتي. اگر هم نه! حداقل "خوب" بگردان که ديگر کار کارِ خودت است و عقل و ... ما قاطي شده و نه راه مي فهميم و نه چاه. آخر سالي را به دعا گذرانديم که سال ديگر با " شکر"همراه باشد....
گاهي به زير پايت نگاه کن!
عکاسي براي من نوعي مديتيشن است. رهايي از خود و هزارتوي آن. و اوج اين " رهايي" زماني است که براي عکاسي از موضوع و چيزي کوچک و خُرد روي زمين دراز مي کشم و يا چارزانو مي نشينم و دنياي ديگري را آن پايين مي بينم. سالها پيش در سينماي کوچک جهاد دانشگاهي دان...
آنچه قباي ژنده خود را بدان مي آويزم
به کجاي اين شب تيره بياويزم قباي ژنده خود را تا کشم از سينه‌ي پردرد خود بيرون تيرهاي زهر را دلخون نيما يوشيج ... چند روز پيش سالگرد تولد يکي از بهترين " رفقايم" بود، که زمان و مکان ما را از هم بسيار دور کرده است. گذشته از هزاران کيلومتر فاص...
سنگ کليه و تفلسف!؟
دوستي دارم که مي گويد بعد از پنجاه سالگي، اگر صبح از خواب بلند شدي و ديدي که جايت درد نمي کند بدان که مُردي! و البته همچنين گفته اند که: سن که رسيد به پنجاه، فشار مياد به چند جا! غرض از اين مقدمه آن است که، بر خلاف دعاي حافظ بزرگوار، کم کم به ناز طبي...
در ستايش شجاعت و انسانيت
مجله تايم به سنت هر ساله خود امسال هم " چهره سال" را انتخاب کرد. اين بار چهره سال، محققان، پزشکان و پرستاراني بودند که در آفريقا در حال مبارزه با بيماري ابولا هستند.   در دوران جواني و دانشجويي با دوستانم بسيار بحث و جدل مي کردم که افرادي که ز...
در ميان چرخ دنده ها
فعلا درگيرم! در گير با خودم، با افراد دور و برم و با دنياي اطرافم. دقيقا عمل به آن شعار که با خودتان و اطرافتان در صلح باشيد!!! گير کرده و گير داده در ميان چرخ دنده هاي زندگي. زندگي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌&z...
کم و بيش بايد برخوانندگان معدود و محدود اين سايت معلوم شده باشد که به نثر قاجاري و علي الخصوص آثار منثور مربوط به قبله عالم( ناصرالدين شاه) علاقه دارم. حقيقتا اوقات خوشي بود، دوراني که به مطالعه "روزنامه خاطرات اعتماد السلطنه" مي گذشت. تازه ها و پاره...
ما سميعيم و بصير
اي بر پدر بي بي سي لعنت!! حقيقتا فيلم هاي مستندش چيز ديگري است. مستندي از توليدات بي بي سي مي ديدم با موضوع گياهان(how to grow a planet). در قسمتي از فيلم نشان مي داد که برگ گياهاني را بريدند و سپس در کنار گياهان سالمي گذاشتند. گياهان آسيب ديده با ان...
فعلا اينجوري ام!
بقول فاميل دور، اگر از چه جوري بودن اينجانب جويا مي باشيد، فعلا اينجوري ام:  
يا بشکند يا بگذرد!؟
در سالهاي اول دانشگاه، استاد ادبياتي داشتيم که ورد زبانش اين بيت از مولوي بود: این سو کشان سوی خوشان وان سو کشان با ناخوشان یا بگذرد یا بشکند کشتی در این گرداب‌ها و از معدود ابياتي که در ياد بنده هست، همين بيت است. زيستن اخلاقي و ...
به هرزه بي مي و معشوق عمر مي گذرد.... کو؟ کجاست؟ آنکه ما را هل بدهد شايد: بطالتم بس از امروز کار خواهم کرد
اين چرخه بي انتهاي بي سرانجام
دوقطبي شيدايي - افسردگي يک بيماري است. فکر نمي کنم اين بيماري را داشته باشم. حداقل تشخيص خودم اين است. اما گرفتار يک چرخه بي انتهاي بي سرانجام از بيهودگي و ملال و شور و شوق هستم... هيچي، هيچ چيز براي نوشتن به خاطرم نمي آيد
کلوب!؟
" اضافه کار" بخش و مفهوم مهمي در زندگي کارمندي است. حسب تعريف(شاهنده،1393) ادامه بطالت و بيهودگي و نابهره وري در ساعاتي غير از ساعت رسمي کار در ادارات است. تا آنجا که يادم مي آيد، اضافه کار بيشتر در کارخانه ها و واحدهاي صنعتي معني داشت. بخشي از کارگر...
نواي کهن يا موسيقي افلاک
من صداي اصطکاک افلاک را مي شنوم و از آن علم موسيقي را مي نويسم فيثاغورث مي گويند و البته خودم يادم نمي آيد که در کودکي با صداي دايره مي خوابيده ام. کودکي ما چنين بوده است، خداوند عاقبت مارا به خير کند!! بدون ترديد موسيقي پيوندي عميق با جان و ر...
امين
دوستي دارم که " امين" بنده  بودند و هستند. سالها در حجره کارمندي کنار هم مي نشستيم. حالمان که خوش نبود به ايشان مي گفتيم: اي رفيق! شعري بخوان. ايشان هم به مناسبت، غزلي يا بيتي، مي خواندند که حال ما خوش مي گشت. مجموعه خوبي از اين شعرها جمع کرده ا...
"دانشگاه" يا "من و کلاه قرمزي"
من عاشق کلاه قرمزي ام. من همه قسمتهاي کلاه قرمزي را بارها و بارها ديده ام.من تو موبايلم، بخش هايي از کلاه قرمزي را ضيط کرده ام و در پياده رويهاي طولاني گوش ميدم. ... چون مرا از " اينجا" بيرون مي برد. ... پسرعمه: ميخوام کنکور بدم برم دانشگاه آقاي ...
اميد
مي خواستم براي کسي مطلبي بنويسم. ديدم بهترين مطلع مي تواند با " اميد" آغاز شود. همينطور که در ذهن، که ديگر کم کم به مقام والاي کند ذهني رسيده است، دنبال يک چيزي مي گشتم که شروع مشعشعانه اي باشد و بقول خاله سوسکه: جادو کنه، طلسم باشه، به رنگ گندميم بي...
در درمانند يا دري که باز نشد
"که با اين در اگر در بند در مانند، درمانند" "آقاي مجري بعضي ها درمانندند! يعني شبيه درند اما در نيستند" "دربسته با چي باز مي شه، با درد دل" از سخنان فاميل دور يک دري مي خواست باز بشه،‌ نشد. بايد سر به کوه و بيابان بگذارم، شايد از پنجره اي کم...
توماژفسکي!
عمرا که اين اسم را شنيده باشيد! توماژفسکي دروازه بان افسانه اي تيم ملي لهستان در دهه هفتاد ميلادي بود. سالهاي خوش کودکي و نوجواني بنده. در آن سالها هنوز به شهر ما تلويزيون نيامده بود و بازيهاي جام جهاني 1974 را با پسر عمه هايم در نيشابور ديدم. يکي شو...
خوشيم و ناخوشيم، با خوديم و بي خوديم همچو کودکي، سر کلاس هستيم اما نيستيم بگم خوشم دروغ است، وگر نگم ناشکري اين هم چند حرف بيهوده که به ناف اينترنت بستيم  
ترس ها و لرزها يا اتوبوس گردشگري
مورچه خوار در حالی که یک  اتوبوس بزرگ از روی او رد شده: «این اتوبوس جهانگردی فقط سالی یکبار از این‌جا رد می‌شه، اون هم باید همین الان باشه!؟» توفان شد. آن هم چه توفاني. هواشناسي که نتوانسته بود آنرا پيش بيني کند و بگفته رئ...
قانون چيز؟!
بي سابقه نيست که افرادي مستقل از هم و بدون کپي برداري از يکديگر موضوعي يا " چيزي" را کشف و يا اختراع کرده باشند. نمونه هاش هم زياد و معروفند. اين را گفتم تا بدانيد که "قانون چيز" را که خدا شاهده خودم به تنهايي يافته ام، شايد شما هم بدون کپي برداري از...
آدمها و حيوان ها يا دنيا همه جا همين رنگ است!
آب را دوست دارم و کيست که در اين سرزمين خشک آب را دوست نداشته باشد!؟ هر از مدتي غواصي مي روم. يعني غواصي غواصي که نخير، اما بقول مشهديها يک غوطه اي مي خوريم. اطراف جزيره کيش را آبسنگهاي مرجاني فرا گرفته است و اين آب سنگ ها حکم همان چهارتا درخت وسط بي...
درختان سايه گستر اين مرز و بوم(1)
  مطلبي را مي خواهم شروع کنم. در ابتدا همتي مي طلبم و دعاي خيري که تنبلي و ناداني اينجانب موضوع را، که به نظرم جالب است، ضايع نکند. دکتر شفيعي کدکني، ايرج افشار، احمد اقتداري، دهباشي و دکتر ستوده درخت در سرزمين تشنه و خشک ما از ديرباز نش...
هرکه بستايد تورا دشنام ده سود و سرمايه به مفلس وام ده مولانا امان! امان! از بي پولي بعد از پولداري، امان! امان! از بي ماشيني بعد از ماشينداري، امان! امان!از گرفتاري بعد از آزادي  و امان ! امان! هزار امان! از هيچي بعد از ستايش ها و تعريف و ت...
زندگي  يعني جزئيات(2)
شب جمعه اي با شهريار کارتون نگاه مي کرديم... تعجب کرديد. خوب! بعضي ها هم شب جمعه کارتون نگاه مي کنن، مگه چيه؟!  آخراش خوابم برده بود. بلند شدم ديدم شهريار هم روي مبل خوابش برده و تلويزيون روشن است. تيتراژ آخر کارتون بود. يک آهنگي هم پخش مي کرد....
زندگي يعني جزئيات(1)
رابين وود:سينما يعني جزئيات هر دانشجوي اکولوژي با قانون ليبيگ آشناست. اين قانون مي گويد که رشد هر گياه( يا موجود زنده) توسط آن عنصري محدود( تعيين ) مي شود که مقدارش از همه کمتر است. براي توضيح اين قانون معمولا از تمثيل يک بشکه استفاده مي کنند که ظر...
اين کارها را انجام دهيم!
حقيقتا يادم رفته اين مطلب را از کجا برداشته ام، وگرنه حتما ماخذ آن را مي نوشتم. به هر حال هرکي نوشته، خوب نوشته: حتی اگه شب رو دیر خوابیدی، صبح زود بیدار شو زیر بارون راه برو، نترس از خیس شدن هر چند وقت یه بار یه نقاشی بکش توی حموم آواز بخوان، آب...
کنفوسيوس مي گه
و کنفوسيوس مي گويد: آن شغلي را که دوست داريد انتخاب کنيد و ديگر لازم نيست در طول زندگي تان حتي يک روز هم " کار" کنيد و جري لويس ( در فيلم دهن گشاد )مي گفت: کنفوسيوس مي گه هر که جوش بزنه شيرش خشک ميشه
باستاني پاريزي
اولين بار نام ايشان را از مرحوم وداد(شوهر عمه ام)شنيدم که خود تاريخدان بود و اديب. کتاب آسياي هفت سنگ را از ايشان امانت گرفتم و شدم خواننده همه کتابهاي دکترمحمد ابراهيم باستاني پاريزي. با کتابها و نوشته هايش زندگي کردم. بسيار آموختم و بسيار خوش شدم و...
قدم زدن با دايناسورها
چند شبي را به ديدن مجموعه بسيار ديدني "قدم زدن با دايناسورها" ساخته بي بي سي گذارندم. گذشته از آنچه آموختم، انگشت به دهان ماندم از نحوه ساخت اين مجموعه. چه پشتکاري، چه دقتي، چه زحمتي... دايناسورها حدودا 160 ميليون سال حاکم بلامنازع زمين بودند. نوعي ا...
حضرت علی‌ علیه‌‌السلام:«به آن چیزی که ناامیدی و امید نداری، امیدوارتر باش. از آنچه به آن امید داری، زیرا موسی رفت برای خانواده‌اش آتش تهیه کند، خداوند با او سخن گفت. ملکه‌ی سبا نزد سلیمان رفت تا بر سر کفر با او مصالحه ک...
عجيب است. هواي سفر شيراز دارم. به تصادف اين بيت از خواجو را امروز ديدم که: مرا هر آينه لازم بود جلاي وطن چرا که مصلحت کار بيدلان سفر است اما دل و دماغ سفر ندارم. همراهي مي طلبم که يافت مي نشود و پس بماند تا وقتي ديگر
از ملال و زندگي کارمندي
  خوانده بودم که یکی گفته بود چهل دانه تخم مرغ خریدیم به یک شاهی و زن طلاق ندادیم. حالا حکایت بنده است. که در این روزگار باز وبلاگ آپدیت می کنم و چیزهایی سرهم می کنم و به هم می بافم. ....از مسئول دفترمان می پرسم رئیس کجاست. می گوید جلسه است. می...
کمي حماقت. بي تاريخ، تاريخ مصرف ندارد براي همه زمانها و همه مکانها اعتبار و روايي دارد!
  در کارتون عصر يخبندان، يه جايي، موش خرمايه(لويي) از اون دوتا(کرش و ادي) مي پرسه: شما چطوريکه اين قدر خوش به حالتونه؟ کرش رو مي کنه به ادي و مي پرسه مي تونم رازمون را براش بگم. بعد مي گه: لويي بيا جلوتر، جلوتر، نزديکتر....." ما خيلي خيلي اح...
روزي بنده بي روزه
روزي بنده بي روزه در اين سن و سال ديگر کم کم مرز بين خيال و توهم و خاطره کمرنگ مي شود. خاطره مبهمي از يک فيلم  چيني دارم. داستانش حکايت نوازنده پيري بود که مي خواست هزارمين سيم تارش نيز،از شدت نواختن، پاره شود و نمي شد. در همين احوالات، هزارمين...
آخ! واخ!
کمردرد هم مثل عاشقي درمان ندارد. فقط بايد دردش را کشيد!!! اين جمله را خودم گفتم. حق کپي رايت آن نيز متعلق به خودم است. يک کمر درد قديمي دارم. يعني يک اشکال کوچک آن ميانه ها!! دارم که کمرم را براي دردکردن مساعد کرده است. معمولا با شنا و دريا حل مي شو...
جشن تولد
  امروز نوجوانانه، نوجوانانه دارد جشن تولد مي گيرد. سفارش داده يک سري تصاوير که از اينترنت پيدا کرده را برايش چاپ رنگي بگيرم که بچسباند به ديوار اتاقش، از جمله تصوير بالا. همواره زندگي اش، در پناه رحمت خداوند، سرشار از عشق و صلح و خنده باشد.