Background Color:
 
Background Pattern:
Reset
اندیشه ها و یادداشتها
دوشنبه 30 تیر 1393
نظرات 0   بازدیدها: 831
  • ارسال به دوستان
  • چاپ خبر
کلوب!؟

کلوب!؟

" اضافه کار" بخش و مفهوم مهمي در زندگي کارمندي است. حسب تعريف(شاهنده،1393) ادامه بطالت و بيهودگي و نابهره وري در ساعاتي غير از ساعت رسمي کار در ادارات است. تا آنجا که يادم مي آيد، اضافه کار بيشتر در کارخانه ها و واحدهاي صنعتي معني داشت. بخشي از کارگران براي ادامه فعاليت خط توليد، اضافه کاري مي کردند که سود مالي هم براي کارگر و هم کارفرما داشت. البته در برخي از فعاليت هاي خدماتي مانند بيمارستان ها يا هتل ها هم معمول و مرسوم بود. در آن اوايل  که به سلک کارمندان در آمده بودم( در وزارت بهداشت و درمان) هم يادم مي آيد که کارکنان برخي واحدها مانند واکسيناسيون يا بهداشت محيط اضافه کاري "مي ايستادند". به هرحال نکته مشترک آن بود که اغلب " کاري " براي انجام دادن وجود داشت و افراد " همينطوري و الکي" اضافه کار نمي ايستادند.

در ساليان اخير کم کم اضافه کار تبديل به بخشي از حقوق و مزاياي معمول افراد شد. چه کاري وجود داشت يا نه، چه افراد مي ايستادند چه نه!

مثل همه چيز اين موضوع هم در سامانه و نظام ادره جات ما سفت کن و شل کن داشته و گاه "اوورت" پرداخت مي شده و گاه منوط به تعريف کار و حساب کشي و فلان و بيسار مي شده است(که البته بيش از هفته اي دوام نداشته).

در ريشه يابي اين موضوع معمولا به جنبه و بعد اقتصادي آن توجه مي شود و اضافه کار به عنوان يک " بهبود دهنده" آب باريکه حقوق کارمندي ديده مي شود و در شرايطي که بقول شيخ اجل

بر احوال آن مرد بايد گريست      که دخلش بود نوزده و خرج بيست

آن را کمکي به حال و احوال قشر کارمند دانسته و انگيزه کارمندان از "ماندن" و مديران از "دادن" را همين جنبه مالي قضيه مي دانند. اما بنده مي خواهم اشارتي داشته باشم که علاوه بر اين موضوع، شايد نکته مهمتر جنبه رواني و اجتماعي اضافه کار است.

نمي خواهم سر شما را با مفاهيم جديد " کار" و سه بخش کار و خواب و اوقات فراغت(که ديگر همان هم دارد در اين دنياي غريب مجازي رنگ مي بازد)، به درد بياورم. فقط اشاره مي کنم که براي بسياري اضافه کار، تامين کننده( يا نابود کننده) اوقات فراغت است. در غياب فرصت و مجال و فضاي زندگي به اختيار در خارج از فضاي اداره و بيحوصلگي و بي انگيزگي در سرو کله زدن با اهل خانه، چه انتخابي جز کش دادن و ادامه " اوقات کاري" باقي مي ماند.

با انقلاب صنعتي و تولد "چيزي" در زندگي انسانها بنام اوقات فراغت، ايجاد "کلوب ها" پاسخي بود براي تامين فضا و فرصت گذران اوقات فراغت. البته مثل همه چيزهاي ديگر از اقشار مرفه شروع شد و اکنون همه افراد و طبقات به فراخور حال خود و جيب خود، اگر کلوبي باشد درآن عضوند و از آن استفاده مي کنند: ويدئو کلوب، کلوب ورزشي، و حتي نايت کلوب!

در روز و روزگار امروز ما ادارات در ساعت اضافه کاري يک "کلوب" است!! اسباب مهياست: ميز و صندلي، آبدارچي باشي و چايي، اينترنت هم که هست و البته کلي موضوع براي گفتگو. گاه مدير هم قاطي مي شود و با قهوه اي، بيسکويتي يا ميوه اي محفل کارمندان را رونق مي بخشد.

... 

مي انديشم و مي انديشند که کجا برويم؟ ترافيک و شلوغي خيابانها، هواي آلوده، قيمت هاي به اندازه خون پدر مغازه دارها، چشم هاي حريص و جستجوگر و خيره ديگران، هيبت و شکل و شمايل غريب اناث و ذکور و... فضايي است که تا مجبور نباشي پا به آن نمي گذاري، چگونه مي تواند مناسب و دعوت کننده براي فراغت و زندگي به اختيار باشد؟؟!!!

براي بسياري شر ور گفتن و شنيدن در اداره، بطالت و بيهودگي، غوطه وري و گشت و گذار در اينترنت مجاني و چايي آبدارخانه البته ارجح است.... تازه يک پولي هم ميدهند

تصاویر

  • کلوب!؟

ارسال نظر جدید

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.