Background Color:
 
Background Pattern:
Reset
اندیشه ها و یادداشتها
چهارشنبه 19 فروردین 1394
نظرات 0   بازدیدها: 731
  • ارسال به دوستان
  • چاپ خبر
زنان و مادران

زنان و مادران

مادرم زنِ بسیار قوی بود. روح و جان قوی داشت. با وجود اینکه کمی چاق بود، جثه کوچکی داشت ولي بنیه خيلي خوبي داشت. از کله صبح بلند می شد و یک ریز کار می کرد تا شب. همانند پدرش بود که با لباس روحانيت، خرده مالکی زحمتکش بود و باغات و زمین هایی داشت و اهل کارِ و علاقه مند آب و آبادانی. هميشه نگران بود. نگران بچه هايش...

این روزها کتابی می خوانم از دکتر باستانی پاریزی که از هویت ایرانی گفته و از نقش مادران و زنان این سرزمین در نگهداشت هویت و زبان ایرانی در پهنه این فلات خشک بلاخیز. دیروز سر کلاس این مقاله را بازخوانی کردم و آخرش گفتم: خانم ها نترسید که ما مردها بسیار ضعیف تر از آن چیزی هستیم که نشان می دهیم

...

عکس بالا زنی از عشایر افغانستان است که به آنها "کوچی" می گویند. دقایقی محو این " زن" شدم: زیباست. چه قامت خدنگ و بلند بالایی دارد. چه نگاهی، انتهای اعتماد به نفس. دستانش حکایتگر کار سخت و سرما و سوز گردنه های پامیر و هندوکش است. تن پوشش به قدمت تاریخ و رنگ رنگ همچون طبیعت کوه و دشت هایش. و اگر به کسی و چیزی دل ببندد آخر دلداگی است. کاش فرصتی بود و فراغتی و ساعتها از "او" می گفتم. از بدویت و طبیعت و سادگی که زنگار نگرفته. از دنیایی که همه دار و ندارش بر پشت شتری جای گرفته. از...نه اشتباه نشود!! گرفتاریها و بدبختی ها و بی سامانی و هزار درد بی درمان این زن و جامعه اش را کم وبیش می دانم و یادم نرفته. بیان احساسم بود از دیدن سیمای این زن که تا نمی نوشتم از آن خلاصی نداشتم. این زن، آنچنان که من می بینم، ارزشش را دارد که هرچه داری نثارش کنی. مادران اين سرزمين چنين اند، به يک تار مويشان مي شايد هرچه داري نثار کني

تصاویر

  • زنان و مادران

ارسال نظر جدید

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.