Background Color:
 
Background Pattern:
Reset
سفرنامه
سفر به گلستان ميمندفارس- ارديبهشت96
..وين گلستان هميشه خوش باشد... خوب..از تاخيرها و ننوشتنها نمي گويم و يکسر مي روم به سراغ سفرنامه آخرين سفري که رفته ام. ... گويا در ايران سه " ميمند " داريم. يک در کرمان، نزديک شهر بابک، که چند سالي پيش آنجا رفتم و ميمند فارس و آن ديگري هم يادم ني...
آسياي واقعي( سفر به مالزي)-قسمت اول.
پيش گفتار: سفر مدتها پيش انجام شده و راستش فرصتي پيش نيامد که با فراغِ بال بنويسم...بيشتر خواب و رويايي شيرين بود... ...  مالزي...مالزي...فکر کنم اواخر دوره فوق ليسانس بود که با نام اين کشور و الگوي توسعه آن اشنا شدم. بعدها آشنايي با دکتر رضاي...
خوابيدي؟! سفر به نطنز و کاشان، مهر94
کي بود مي خواند: خوابم يا بيدارم؟ تو بامني با من!! ... حافظ فرمود: حيف نيست...  ...بار سفر بستم. ...  جاده تهران به قم و کاشان برايم خاطره انگيز است که سالها پيش براي اولين بار با ماشين خودم و تنهايي سفر چند روزه اي را شروع کردم که ...
" آن"...، سفر به ديلمان و قلعه رودخان. مرداد 1394
شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد بنده طلعت آن باش که آنی دارد ... جاده شلوغ بود. راه بندان شد. خيالم اين بود که از مسير رودبار- بره سر و ديلمان بروم. البته براي ديدن گل سوسن چلچراغ ديگر دير بود، اما رفتم و مثل هر رفتني چه خوب کردم که رفتم. ا...
سفر به سرزمين شيرين، خرداد و تير94(قسمت دوم)
تا به دکان و خانه در گردي هرگز اي خام، آدمي نشوي برو اندر جهان تفرج کن پيش از آن روز کز جهان بروي سعدي ... با آنچه شنيده و ديده ايم، قاعدتا، سعدي استثنايي بوده است در ميان شيرازيان. که حضرت حافظ شيرازي فرمود: چه آسان مي نمود اول غم دريا به بوي...
سفر به سرزمين شيرين. خرداد و تير 94(قسمت اول)
به تابستان شود بر کوه ارمن خرامد گل به گل خرمن به خرمن رخش نسرين و بويش نيز نسرين لبش شيرين و نامش نيز شيرين نظامي گنجه اي ... قسمت شد و همراه شهريار سفري به سرزمينِ معبود فرهاد و معشوق خسرو پرويز، شيرين ارمني داشتم  ... فرودگاه ايروان خ...
سفر به ابرها
 سفري است که در پاييز سال 91 به جنگل ابر شاهرود کردم ... گفت:این آفتابه را برندار و آن یکی را بردار. گفت:خوب!مگه چه فرقی می کنه؟ گفت:اگر این را نگویم از کجا بدانی بنده مسئول این توالت عمومی هستم و بعد از اینکه خیر سرت کارت را کردی، چند ق...
ديار حيدرخان و جعفر قلي و لطفي. آبان 93. قسمت دوم
سفرنامه هايم را مرور مي کردم، ديدم در جايي افاضات فرموده ام که: ديگر تنها سفر نمي کنم!! اين شعر بر خاطرم گذشت:   توبه کردم که دگر مي نخورم به جز از امشب و فردا شب و شب هاي ديگر بگذريم  ... خرم آباد در ميان کوههاست. شب بود. اما به نظرم ش...
ديار حيدرخان و جعفر قلي و لطفي. آبان 93. قسمت اول
مقصد لرستان و خوزستان است. و مگر مي شود بنده کاري بخواهم انجام بدهم و گرفتار چه کنم، چه کنم نشوم؟! نمي دانستم از پايين به بالا بروم يا از بالا به پايين؟ منظورم اين است که نمي دانستم بروم تهران و بعد بيايم به سمت لرستان و خوزستان و آخر سر هم برگردم به...
در خدمت خويشان! شهريور93
معمولا به جايي که رفته ام دوباره سفر نمي کنم. البته استثنا دارد. فرصتي بود و در خدمت خويشان، نه خويش، سفري رفتيم به جاهايي که قبلا هم رفته ام. روزي در دامنه هاي دماوند و روزهايي در راه ماسوله و خلخال ... جاده هراز براي بنده ياد آور جواني و دانشجوي...
از" ميان" دشت تا "گلو" گاه. مرداد93
خوب! به سلامتي دوباره سوار بر مرکب آهني خودمان آواره راهها و کوره راهها شديم. دو روز اول در ديدار آشنايان به زندگي آدميزادي گذشت: حرفي و سخني، غذايي و جاي خوابي. ...   روز سوم در راه سبزوار و شاهرود بودم. مثل هميشه چه کنم گويان جاده بي انتهاي...
از لر غيور به اصفهاني زرنگ(نسخه کامل!)
قول سفرنامه اي حادثه اي و مهيج و عشقي و درام و ... داده بودم. خوب! از بقيه خبر ندارم اما حادثه را داشت. صبح سه شنبه که سر کار آمدم و به عادت هميشگي بعد از خوردن صبحانه ، انترنت را که باز کردم ، ديدم به!يه! چه توفاني در تهران آمده. هول و ولاي سفر داشت...
باغبانا در بگشا(سفر به شيراز، فروردين93)
بهار دلکش رسيد و دل بجا نباشد گفتيم سفر کنيم به شيراز شايد دل بجا شود. مثل هميشه چه کنم چه کنم گويان بالاخره دو روزي به سفر رفتم  و چه کار خوبي کردم! شب شيراز رسيدم و يکسر به مهمانسراي خوب و باصفاي تخت جمشيد رفتم. فرصتي شد و در شب از تخت جمشيد ...
سفر به استانبول-مرداد92
  تمام روز سفارت بودم. ميرزا اسماعيل خان سرهنگ و شجاع الملک اجازه گرفتند به سياحت استانبول بروند. دير وقت برگشتند از سفرنامه سهام الدوله، حاکم بجنورد و اسفراين و استراباد به فرنگ و اين جناب ميرزا اسماعيل خان سرهنگ، جد بنده هستند يعني پد...
ازمردم صد رنگ به جزيره  هزار رنگ (2)-اسفند91
  ... از کرمان به بندر عباس رفتیم. آن هم شبانه. حقیقتا این جاده سیرجان- بندرعباس قبل از اینکه دو بانده شود با این خیل تریلی و کامیون چگونه راهی بوده است!؟الانش هم خطرناک است. صبح رفتیم جزیره هرمز. واویلا!! چه جایی، چه جای جالبی. هزار رنگ. کو...
از مردم صد رنگ به جزيره  هزار رنگ (1)-اسفند91
 چون هیچ کار من به آدمیزاد نمی ماند، قبل از تعطیلات سفر رفتم. با شهریار و برادر  و اهل و عیالش. خوب شد که زود از تهران و مردمان صد رنگش فرار کردیم. با این وجود بازهم گرفتار ترافیک اول جاده قم شدیم. پنجشنبه آخر سال بود و مردم می رفتند زیارت ...
 سربالايي-اسفند90
سالها پيش، نمي دانم به چه مناسبتي و چه دليلي، براي رمضانعلي، باغبان پدر بزرگم توضيح مي دادم که زمين گرد است و کروي. در راه-ازجنوب به شمال-به اين موضوع فکر مي کردم که با اين حساب دارم سربالايي مي روم. راستش مدتي بود که قصد داشتم سري به ميمند کرمان و ا...
بازگشت به کوه بهار-آبان90
  حرام باد بر کسي که گذارش به اين دور و برها بيفتد و سري به بقعه و بارگاه بايزيد بسطامي نزند ايرج افشار نشده است که از شاهرود گذر کرده باشم و به زيارت بايزيد بسطامي نرفته باشم. راستش قصدم اين بود که شب را در دامغان بخوابم. دير وقت بود که ...
به سوي غرب-خرداد89
  من و مرحوم ايرج افشار، هر وقت از زندگي در شهر به جان مي آمديم چون ديوانگان زنجير پاره مي کرديم و سر به کوه و بيابان مي گذاشتيم دکتر منوچهر ستوده به سوي غرب عنوان يک از فيلمهاي زوج محبوب من، لورل و هاردي، است. حتي قبل از سفر اين عنوان ...
 سفر به سرزمين دن کيشوت-دي ماه88
سالها پیش باغبان پدر بزرگم تهران آمده بود. اورا برای کاری به خیابان ولی عصر نزدیکیهای پل تجریش برده بودم. تا خیابان را دید، گفت: چقدر شبیه شوقان است! و شوقان دهی بود در جلگه ای به همین نام. از آسمان و در هواپیمای آل ایتالیا در حالی که چهار ستون بدنم ...