شماره: 13
1393/01/09 - 12:15
از ملال و زندگي کارمندي
از ملال و زندگي کارمندي

 
خوانده بودم که یکی گفته بود چهل دانه تخم مرغ خریدیم به یک شاهی و زن طلاق ندادیم. حالا حکایت بنده است. که در این روزگار باز وبلاگ آپدیت می کنم و چیزهایی سرهم می کنم و به هم می بافم. ....از مسئول دفترمان می پرسم رئیس کجاست. می گوید جلسه است. می گم با کی؟ می گوید با خذرو خان!!! این دفعه از سفر برایش سوغاتی خوبی خواهم آورد. ...هیچی ملال این روزها را کم نمی کند. شاید بیابان کاری کرد
©2013 National Development Fund of Iran. All Rights Reserved