شماره: 48
1393/03/14 - 12:49
ترس ها و لرزها يا اتوبوس گردشگري
ترس ها و لرزها يا اتوبوس گردشگري

مورچه خوار در حالی که یک  اتوبوس بزرگ از روی او رد شده: «این اتوبوس جهانگردی فقط سالی یکبار از این‌جا رد می‌شه، اون هم باید همین الان باشه!؟»

توفان شد. آن هم چه توفاني. هواشناسي که نتوانسته بود آنرا پيش بيني کند و بگفته رئيسش چند دقيقه قبل از توفان به آن يکي رئيس تو ستاد حوادث غير مترقبه يا همان "حوادث يه هويي" گفته بود: بپا که نميري! روز بعد دادار و دودور راه انداخت که امروز هم توفان مي آد و مراقب باشيد و نيم ساعت ديگه مياد و الان اومد و از اين حرفا. بنده هم ترسيدم و از خير سوار شدن به هواپيما گذشتم و گفتم: گور باباي پول توري که دادم و حتما يک خيري بوده و قسمت منم اينه و ....از اين حرفا و آخرش چي؟ هيچي! سفر نرفتم.

نمي دانم ، يعني مي دانم که چرا اين ترس ها و اضطراب ها و نگراني ها اينقدر عميق در من ريشه دوانده، نمي دانم چطوري از آنها خلاص شوم

حاشيه: البته راستش سر صبحي و تقريبا ناگهاني کمرم هم درد گرفت.

©2013 National Development Fund of Iran. All Rights Reserved